درخت زندگي گاهي ميوه هاي قشنگ ميده
دخترم دانشگاه قبول شد
خيلي حظ كردم
بزرگ شده چشاش برق شادي داره حساب پولاشو نگه ميداره به صرفه جويي فكر ميكنه
گفتم دخترم درس بخون از جواني و دانشجويي لذت ببر ولي جان هركي دوست داري عشق وعاشقي رو بذار كنار تا بتوني مالك سرنوشتت باشي
خبر ديگه اينكه تصميم گرفتم لاغر بشم
يه هفته اس شروع كردم كار سختيه ولي بايد بشه 
بهم سر بزنين برام كامنت بذارين دوستون دارم
+ نوشته شده در پنجشنبه
1388/07/23ساعت 8:9  توسط شبنازعلوی
|
+ نوشته شده در چهارشنبه
1388/03/13ساعت 12:46  توسط شبنازعلوی
|
چند تا مطلب به دردبخور از کتاب تغذیه درخانواده
فیبرهای نامحلول باعث کاهش سرطان روده میشن انجیر گلابی هلو گوجه فرنگی بیشتر بخوریم.
سویا تنها ماده غذایی گیاهی است که همه اسید های امینه مورد نیاز بدن روداره پس به سویا افاده نفروشیم وبخوریم
امگا -3 چربی مفیدی است که از حمله قلبی جلوگیری میکنه سبزی های با برگ سبز تیره وگردو و...امگا 3 دارن.
نوشابه چای وقهوه رو جایگزین آب نکنیم.
بیشتر از ماهی 2 بار از مواد غذایی آماده که در آنها ماده نگه دارنده به کار رفته مثل کنسرو وسوسیس وکالباس استفاده نکنیم.
قبل از سرخ کردن به ماده غذایی نمک نزنیم چون باعث دود کردن وتخریب روغن میشه .
وخیلی چیزای خوب دیگه که اگه بنویسم زیاد میشه از جمله اینکه کم بخوریم همیشه بخوریم.
+ نوشته شده در پنجشنبه
1388/02/17ساعت 12:22  توسط شبنازعلوی
|

در میان دستهایت عشق پیدا میشود.
زیر باران نگاهت نسترن وا می شود .
باعبور واژه ها از گوشه لب های تو
مهربانی های قلبت خوب معنا می شود
روزپرستار بر پرستاران گمنام ومبارک باد
+ نوشته شده در دوشنبه
1388/02/07ساعت 10:13  توسط شبنازعلوی
|
شیراز ناز دلم برات تنگ شده .....برای روزهای پاییزی تو در خیابان های باریک پشت پارک شهر - بوی ماهی دروازه کازرون - عطر ادویه بازار وکیل بوی نا در کوچه های پشت بازار برای کودکی ام در کوچه ها و پس کوچه های تو .
+ نوشته شده در پنجشنبه
1387/08/16ساعت 11:35  توسط شبنازعلوی
|
جمعه ضمن جمع وجورکردن خونه چشمم به یه دفتر افتاد بازش کردم جالب بود دفتر خاطرات دخترمه
از چهار سال پیش به این طرف .
نشستم به خوندن گاهی گریه ام گرفت
گاهی هم خندیدم 
ولی ازهمه جالب تر مطلبی بود که بعد از تعطیلات نوروز چهار سال پیش نوشته بود وقتی هشت ساله بود
خدایا زود جواب بده ببینم میدونم صدامو میشنوی )چرا مانمی تونیم تعطیلات عید بریم ترکیه ویونان ولی سمیرا اینا میرن؟؟؟؟؟؟؟؟ها؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ 
خدایا باید ببخشی نامه نگاری نسل جدیده دیگه
+ نوشته شده در یکشنبه
1387/07/28ساعت 9:15  توسط شبنازعلوی
|
مدت ها بود در نقش مادر خانواده هیچ کاری نکرده بودم بچه ها وهمسرم جورم را می کشیدند
۱-دیروز بعد از مدت ها رفتم خرید لیست کم وکسری های خونه رو برداشتم رفتم فروشگاه . ساعتی اونجا چرخ زدم دخترا باهام نبودن با وجود این یه عالمه قاقا لی لی خریدم بخصوص که دختر بزرگم امسال داره برای کنکور آماده میشه وهمیشه کسر انرژی داره بعدم اومدم خونه خریدامو جادادم تو کابینت ها ویخجال وفریزر.
۲- تصمیم گرفتم مامان خوبی باشم وآشپزی کنم دو تا قابلمه خورش قورمه سبزی وقیمه پختم فریز کردم برا روزایی که منزل تشریف ندارم
۳- چرخی تو وب زدم عکس های گل شیفته خانم رو دیدم .
۴- کتاب سرزمین جاوید رو که نیمه کاره رها کرده بودم از سر گرفتم
باید با زندگی آشتی کنم .خدایا کمک کن
+ نوشته شده در چهارشنبه
1387/07/17ساعت 12:45  توسط شبنازعلوی
|
من از دوستان نازنینم به خاطرموج غمی که بواسطه پست قبلی در دل بزرگ ونازک شان انداختم عذرمیخوام از شما به خاطر همدردی وعطوفتتان ممنونم
محبت شما چون حریری گرد غم را از دلم گرفت دوستتا ن دارم
+ نوشته شده در چهارشنبه
1387/07/03ساعت 9:23  توسط شبنازعلوی
|
سرانجام ازآنچه میگریختم به وقوع پیوست
مرگ پدرچون آواری بر سرم ریخت ومرا در هم کوبید .
خود م را چون کودکی خردسال گریان وبی پناه میبینم .
خدایا من او را چون جان شیرین دوست میداشتم دوری او راچگونه تاب بیاورم ............
بی تو اشک وغم وحسرت همه مهمان منند
قدمی رنجه کن از مهر به مهمانی من
+ نوشته شده در چهارشنبه
1387/06/06ساعت 12:33  توسط شبنازعلوی
|
گر نکوبی شیشه غم را به سنگ
هفت رنگش میشود هفتاد رنگ
دلم برای همه شمادوستان خوب ونازنین یه ذره شده امیدوارم بزودی بتونم بیشتر با شما باشم درد دل کنم درد دل بشنوم .
بهارداره وارد این شهر سرد وسرسخت میشه ودل ما رو هم یواش یواش بیدار میکنه .
با کمی تاخیربرای شما وخودم وهمه اونایی که دوستشان دارم سالی پر از امید – دستیابی به آرزوها وآرامش و بی نیازی آرزو میکنم .
بازم میام به امید دیدار

+ نوشته شده در چهارشنبه
1387/01/28ساعت 12:2  توسط شبنازعلوی
|